Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘کمیته امداد’

نمیدانم دقیقا کی بود که از سوی یکی از دوستان پیشنهاد نوشتن نرم افزار اتوماسیون طرح اکرام ایتام کمیته امداد پیشنهاد شد . به گمانم حدود یکسال و اندی قبل و همین بهانه ای شد برای حضور من در کمیته امداد .
به هر ترتیبی که بود نرم افزار با کمک بعضی دوستان نوشته شد. رفت و آمد ها به کمیته امداد ادامه داشت گاهی به بهانه مشکل نرم افزار و گاهی ویروسی شدن سیستم و گاهی نظیر همین یک هفته قبل انتقال نرم افزار به سیستم تازه خریداری شده .

نمیدانم بهترین واژه برای توصیف دقایق که سهل است ، حتی ثانیه  ها و لحظات حضورم در آنجا چیست .
در عمرم لحظاتی به این سنگینی را تجربه نکرده بودم .

امروز فقط به فاصله چند دقیقه دیدم که پیرمردی با پیشانی و ابروان چین خورده و گیسوان سفید به جای اینکه الان در گوشه ای نشسته و مشغول استراحت باشد با چشمانی زرد و دستانی از کار زخمی که با پارچه ای کهنه بانداژ شده بودند در حالی که شرم از تک تک سلولهای بدنش مشخص بود ، از مسئولی که حداکثر جای پسرش بود پرسید : » فقط سیب زمینی آمده ؟»
و دیدم که زنی موقع صحبت با همان مسئول چادرش را به روی صورتش کشید و میشد به راحتی تشخیص داد که ناچار است چنین سخنانی به زبان بیاورد و باصدایی که خودش هم به زور میشنید گفت که : «اگر میشود کمی بیشتر سیب زمینی به من بدهید ،برادرم فلج است و بیست سال است از او نگه داری میکنم » و مسئول گفت که تمام شده و او سرش را انداخت پایین و رفت و …
وااااااااااااااااااای نه بغض چاره راهت است ، نه اشک ، نه اینکه نفست در نیاید و نه اینکه لبانت را بگزی ؛
فقط میخواهی زمین دهان باز کند .

Advertisements

Read Full Post »