در اين مدت مديد، گاهي خيلي نوشتم ميآمد. درست مثل زماني كه پشت يك كاميون در حال رانندگي باشي و لاين سبقت خالي باشد و بايد معكوس را بكشي و يا علي … فكر ميكنم خيلي خوب توضيح دادم كه چقدر نوشتنم ميآمد.
اما هر بار كه نوشتنم ميآمد ننوشتم. درست مثل زماني كه شرايط بالا برقرار باشد و سبقت نگيري.
اما الان نوشتم. درست مثل زماني كه باز هم همان شرايط بالا برقرار باشد و سبقت گرفته باشي.
خب؟
منتظر سبقت هاي بعدي باشيد.
كسي چه ميداند؟ َشايد هم نگرفتم … سبقت را ميگويم.