احتمالا تا حالا نام آرسن لوپن به گوشتون خورده
این اسم رو بیشتر در وصف آدمهای آس و پاس و بی عرضه و کلا آویزون ! زیاد شنیدم که مثلا ” فلانی خیلی آرسن لوپن هست”!
اما داستان چیز دیگریست ؛
محمد علی جمال زاده این شخصیت رو در مقدمه داستان کلاغی (به معنای شال گردن زنانه ) از کتاب “آسمان و ریسمان” اینطور معرفی کرده :
از جمله متقدمین همین گروه نویسندگان (منظور نویسندگان داستان های پلیسی است) یکی همین موریس لوبلان فرانسوی است که بهترین کتاب ها و داستان هایش شرح حال و کارهای عیار طرار زیر دستی به نام آرسن لوپن که با بابای روندگان و سرکرده ی شبروان خودمان نسیم عیار معروف لاف همسری میزند و هنچنان که رستم زابلی از مخلوقات طبع بلند فردوسی طوسی است آرسن لوپن هم آفریده ی ذهن وقاد و هوش تیز و موشکاف همین نویسنده ی فرانسوی است.
جمال زاده در وصف آرسن لوپن این طور ادامه میده :
در حق او نیز می توان گفت ” دزدی که بدزدد ز شهان افسر شاهی و ز شب رنگ سیاهی و ز یک ذره دو قنطار و ز یک حبه دو دینار و ز عصفور پر مرغ”.
در یک کلام اینکه آرسن لوپن همیشه مشغول بازی دادن و شیره مالیدن بر سر رئیس پلیس مخفی کهنه کار شهر پاریس موسوم به گانیمار بود .
گانیمار هم در تلاش برای اینکه گافی از آرسن بگیره و دستگیری رند ترین دزد این شهر رو به عنوان افتخاری قبل از بازنشستگی برای خودش ثبت کنه.
یادم باشه از این به بعد ازش درست استفاده کنم !
با تشكر از زحماتتون
ميخواستم خواهش كنم در صورت امكان از آرسن لوپن هاي ايران وهوش سرشارشون كه بدليل عدم وجود امكانات،فقط در جهت منفي استفاده ميشده هم صحبت كنيد،چون شايد اگر امكانات خوبي دراختيار شون قرار ميگرفت،باعث پيشرفت وترقي (هر چند جزئي)در يكي از شاخه هاي كاري ميشدند،با اينكه ايراني به ندرت پيدا ميشه كه تن به كار بده!!!!!
آرسن لوپن ايران كسي نيست به جز هاشمي رفسنجاني بهرماني كه البته بگم ايشون در لباس آرسن هستش.